غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

خلصنا من النار!

جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۲۰ ق.ظ

از ظهر قرار شد با مامان بریم شاه‌چراغ؛ واسه دعای کمیل هم موندیم. 

واسم جالب بود؛ چند روزه که هی تو دلم میگم کاش ایمانت ایمان پیرزن بی سوادی بود که مطمئنه از خونه ای که درش میره و از صاحبخونه ش؛ نه اینکه حالا حتی دعا هم نمی تونی بکنی و فکر میکردم نتونم با دعا ارتباط برقرار کنم. ولی از لحظه اول انگار من بودم که داشتم حرفام رو می گفتم و البته نه به شکل دعا؛ دقیقا حالم حال کسی بود که وسط جهنمه و خدا تنها ولش کرده و رفته!!  همه اون ناباوری ها؛ همه اون انتظارات ؛ همه اون ترس ها و گله و شکایات حرفهای من بود ؛ اینکه اصلا حالا که یادت رفته یا حبیب القلوب صادقینی! چرا با این دسته آدمها حبسم کردی و اینجوری شکنجه م میکنی!  


وسط دعا یهو به ذهنم اومد نکنه قبلا یه جای دیگه زندگی کردم و اینجا همون جهنمی هست که وعده ش رو می دادند و دارم تقاص گذشته م رو پس میدم!! گذشته ای که هیچ خاطره ای ازش ندارم!! 


ولی بعدش یادم اومد که بی انصافیه که بگم همش جهنم بوده؛ ولی یادم اومد که بارها تکرار کردم که

خلصنا من النار یا رب. 


امید؛ آرامش و رضایت از لحظه ها رو ازت خواستم. لطفا ازمون دریغ نکن.


 

۹۷/۰۵/۲۶

نظرات  (۳)

صبا جون چند بار و چند روز متفاوت پستت را خوندم، حقیقتا چیزی نمیتونم بگم فقط میدونم و مطمین هستم این تلخی ها میگذره
پاسخ:
زری عزیزم ممنونم ازت که همیشه همراهمی بوست برای خودت و کوچوولوهات :*
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۵۰ محبوب حبیب
عزیزمی.
الهی بمیرم. میدونم سخته واقعاً شرایطتت. ان شاء الله که میتونی سربلند از این آتش بیرون بیای. همون طور که تا الان عااااالی بودی. موفقیت های تو کم نیستند. 
ما دو نوع جهنم داریم. جهنمی که فقط مایه رنج ماست و آتشی که مایه تصفیه ماست.  اما عرفا اعتقاد دارند هیچ جهنمی هم ابدی نیست و عموم مردم بعد از زدوده شدن از بدیها در نهایت به بهشت میرن. ولی بهشتی که مراتب داره.
من هم فکر میکنم این اعتقاد درستیه.
صبا جون تو میتونی توی دل همین آتیش ها هم مثل ققنوس باشی: ققنوس، پرنده ای که از دل آتش، "دوباره" متولد میشه. آتش کمک میکنه پرهای قدیمی اش رو ... رو بسوزونه (پرهایی که دیگه به درد زندگی بعدیش نمیخورن و بایست ازشون دل بکنه) و بتونه از درون کالبدش یه پرنده جوان دیگه رو بیرون بکشه. آتشی که خودش به دلخواه خودش درونش میمونه تا بتونه با جوان شدن، چندین هزار سال دیگه عمر کنه. 
درسته اینها فقط داستان و افسانه اند، ولی این افسانه ها رو بی شک مردی در آتش و مردی با اراده ای عظیم، در زمان های قدیم، بوجود آورده. 
مردی که میخواسته از آتش برای خودش گلستان بسازه. مردی که این داستان رو گوش به گوش و سینه به سینه منتقل کرده تا متولد شدن در آتش رو یاد بده. 
و ما هم میتونیم.
ما خدایی داریم که این نوید رو داده که برای بنده های خوبش، حتی آتش رو گلستان میکنه. 
که بار سنگینی که پشت تو را می شکست رو از دوشت بر میداره که....
که ...
اومدم بنویسم یادم به پست جوشن کبیرت افتاد که خودت بهتر میدونی.
ما خدای خیلی خوبی داریم. امیدت رو از دست نده دوست خوبم. اینها رو هم بزار پای خسته شدن. کمی نشستن برای نفس گرفتن مجدد. 
از خودت دلگیر نباش. همه دل ها اقبال و ادبار دارن. همه انسان ها سریع رفتن و نشستن و خستگی داریم. خستگی هات رو بزار همینجا و باز بلند شو دوست خوبم. دوستت دارم.
پاسخ:
محبوب عزیز دلم، من موقعی که جواب کامنت قبلی ت رو نوشتم یه بخش عمده ای از حرفام رو حذف کردم. 

ولی تو جواب همون حرفای من رو دادی؛ انگار که اون بخش رو خونده باشی. خیلی خوشحالم که دوست فهمیده ای مثل تو دارم و ارتباطم با تو از افتخاراتم هست :*

خیلی حرفات خوب بود. هیچ چیزی بدتر از ناامیدی نیست. امیدوارم و از عمق وجودم واست میخوام که همیشه پرامید با انگیزه باشی و در رسیدن به اهدافت موفق باشی. 




۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۵ محبوب حبیب
سلام صبا جونم. برام خیلی جالب بود چون این تعبیر در اتش بودن رو من هم دارم و خیلی وقتها میگم خدایا کمک کن با ایمان به تو، این آتش ها بر من گلستان بشه. 
از صمیم دلم دعا میکنم این روزها تموم بشن و زودتر روی برسه که تو تصفیه شده، الماس شده از این کوره بیرون بیای و بدرخشی. و البته منظورم همه مون هستش. خدا خودش کمک مون کنه
پاسخ:
سلام محبوبم❤

خیلی تفاهم داریما😉 من به گلستان فکر نکرده بودم؛ ولی از الان به بعد فکر میکنم . 

خیلیییییی ازت ممنونم.خیلی دعات خوب بود؛ خیلی ها؛ من اصلا این روزها ذهنم به این چیزا قد نمیده؛ 

الماس،کوره و آتش و تصفیه؛ چقدر این کلمه ها رو دوست دارم. 


خدا خودش به همه مون کمک کنه! گاهی که نه اکثر اوقات از اینکه اینقدر تلخ می نویسم شرمنده ام نه فقط شرمنده شماها؛ شرمنده خودم که اینقدر به تلخی ها بها میدم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی