غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

Jenny- 2

جمعه, ۹ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۶ ب.ظ

جنی داره میره بیرون بر می گرده میگه یه دقیقه بیا! میرم تو حیاط جلوی خونه، یه گل می چینه میگه این گل ها خوشکل نیستند ولی بو کن! بوش محشر بود :) میگه بچین ببر تو اتاقت که اتاقت خوشبو بشه و من غرق لذت می شم از این همه سخاوت از این همه ریزبینی :)


تو این چند وقتی که اینجا هستم اینقدر نکات ریز این چنینی دیدم که دلم میخواد هر روز بهش بگم دوستش دارم.


تا حالا من که ندیدم صداش رو روی بچه هاش بلند کنه با اینکه دخترش نوجوانه و بدقلقی های زیادی داره و پسرش گاهی شیطنت داره ولی همیشه با صحبت آرومشون می کنه، دیشب بهش میگم مادر صبوری هستی؛ با یه حالت ناراحتی میگه دیروز سرشون داد زدم و من فقط به آرامش و بزرگی این زن فکر میکنم. 


توی خونه جنی تلویزیون وجود نداره؛ بچه ها هم که 9 می خوابند معمولا 8:30 تا 9 با پسرش تو اتاقش حرف می زنه و وقتایی هم که دخترش عصبی هست یا ناراحته حتما وقت می گذاره و شاید بیشتر از یکساعت قبل از خواب باهاش حرف می زنه، این وسط من می شنوم که دخترش گریه می کنه، داد می زنه ، می خنده ولی صدای مامانش در تمام این مدت کاملا آرومه! 


وقتایی که من خسته هستم و قیافه م کم حوصله س ولی مشخصه که به حرف زدن نیاز دارم!خودش سر حرف رو باز می کنه و یه چیزی پیدا می کنه که در موردش حرف بزنیم. همیشه نظرم رو در مورد هدیه هایی که برای دوستاش درست می کنه می پرسه و وقتی که درست شد حتما نشونم میده! 


چند روز پیش یه ظرفی مثل کلمن تو آشپرخونه بود، گفت که توش روغن هست و چند خانواده با هم روغن عمده می خرن و تقسیم می کنند علاوه بر اینکه مقرون به صرفه هست، باعث میشه که کمتر نیاز به بسته بندی باشه!  توی خونه از هیچ کیسه فریزی استفاده نمی کنه و تمام بسته بندی ها یا کاغذی هستند یا توی ظرف قرار می گیرند و یا نهایتا در کیسه های پارچه ای. همه چیز اول راه حل طبیعی ش تست میشه و بعد شیمیایی ش. مثلا برای جلوگیری از کپک (اینجا تو سرویس بهداشتی و جاهای مرطوب کپک می زنه اگر جلوش رو نگیری) از اسپری میخک استفاده می کنه! 


و خیلی چیزهای دیگه که باعث میشه احساس خیلی خوبی داشته باشم از اینکه اینجا زندگی میکنم. 

نظرات  (۲۳)

ممنون از آنه خانم عزیز که وقت می ذارند و پاسخ می دند. بر خلاف بعضی دکترا. البته اینو بگم بچه که بودم خیلی از دکترا حتی سرشون رو بالا نمی آوردن جواب بدن ولی حالا اکثرا با ادب و خوش اخلاقند . مخصوصا دکترای زنان. در مورد خاله هام باید بگم شاید اگر این دارو ها نبود اونا مجبور بودن برای رسیدن به سلامتی پرهیز بیشتری کنند. ورزش و پیاده روی کنند نه اینکه مطمین باشند که هر غذایی می خورند و پشت بندش قرص می خورند و کنترل میشه همه چیز.می دونی آنه جان من با مامانم خیلی بحث می کنیم سر همین که چرا من دکتر نمی رم. خدارو واقعا شکر سالم هستم و به ندرت میشه سالی یک بار فقط از قرص مسکنی چیزی استفاده کنم . ولی به نظر شما کسانی که مرتب اهل رفتن به دکتر هستن سالم ترندمن خلاف این چیز رو دیدم . درست کردن شیوه زندگی و سبک زندگی . اجتناب از غذای زیاد و چربی و قند بالا و پیاده روی رمز سلامتی. حدیث داریم تمام امراض بدن و بیماری ها از معده هست . ولی در نهایت من تسلیمم و اینکه در این شرایط بهتر به پزشک حاذق اعتماد کرد و چه بسیار که دکترا جان آدم ها نجات ندادن و حاشون رو خوب نکردند اصلا قابل انکار نیست. ولی همچنان به سازندگان دارو مشکوکم و می دونم سیاست خوبی رو در پیش نگرفتن.
صبا من اینو بگم و دیگه تمام🙈
دوستمون قندوفشار رو مثال زدن برای مادرشون اره عزیزم خط اول این بیماریها تغییر شیوه زندگیه اینو به مریضایی که تازه شناسایی شن میگیم اره مثلا برو یک ماه این چیزایی که میگم مثل رژیم غذایی وفعالیت بدنی و ...رو رعایت کن و مجدد بیا که چک شی خب مریضی که جواب بده همون شیوه رو بدون دارو پیش میگیره و مریضی که جواب نده خط بعدی دارو هست درکنار رعایت رژیم و ...اینا بیماریهایی نیست که درمان شن ما فقط کنترلش میکنیم که بدتر نشه که عوارض نده درباره خالشون گفته بودن خب نمیدونم تا چه حد معاینات دوره ای رو میرفتن و چجوری دارو مصرف میکردن که اگه واقعا سالانه معاینه چشم پزشکی میرفتن سالانه کلیه هاشونو با ازمایش چک میکردن و قند خونشونو هرروز خودشون تو خونه چک میکردن و خب خیلی مراقبتای دوره ای دیگه که واقعا اینجا جاش نیست توضیح بدم!انجام میدادن همه اینا رو وبعد این مشکلات پیش اومده براشون که خب اول بگم متاسفم چون ناراحت کننده ست ایشاا..بهتر شن و اینم بگم اگه اینا رو رعایت نمیکردن خیلی زودتر این عوارض میومد سراغشون...بهرحال هیچکس نمیتونه کسیو وادار کنه به مصرف دارو یا رفتن پیش پزشک چون اگه مریض نخواد و رضایت نده هیچکاری نمیشه براش انجام داد و خب اعتماد این وسط خیلی مهمه منم اینجا نمیتونم کل علم پزشکیو بیام ثابت کنم بگم این اینجوریه و...مرسی صبا جان 
پاسخ:
:)
اینکه علم پزشکی خدمات زیادی داشته و داره تردیدی نیست ولی شما خیلی ها رو سراغ دارید که مصرف کننده همیشگی قرص و دارو هستند و درمان نمی شند و نخواهند شد جای سوال؟ پدر و مادر من فاصله سنی 8 ساله دارند پدرم شکر خدا تو سن 75 سالگی نه قند نه چربی و فقط یکم فشار داشت که با نخوردن نمک کنترل کرد چون اهل کار و پیاده روی و کلا سبک زندگی عالی داره . خیلی وقتها هم از دارو گیاهی استفاده می کنه.ولی مادرم با وجود اینکه زن بسیار قوی و سالمی بود چند سال قبل فهمید قند داره و چربی به جای ورزش و رژیم گرفتن رفت دکتر الان بیشتر از 7 سال مصرف کننده دایم قرص هست . قند و چربی و فشار . دارو ها خواب آور و کلی صبح و عصر می خوابه . دو تا خاله دیگه م هم همین روند رو داشتن یکی قند داشت تو سن پنجاه و خورده ای فوت کرد یکی دیگه الان سکته کرده و چشماشو تقریبا از دست داده هردو مدتهای مدیدی قرص می خوردند . این آخر و عاقبت مصرف قرص هست. به جای اینکه تاکید بشه بر تغییر سبک زندگی با قرص و دارو مثل یک مسکن باعث می شند نفهمند چه بلایی سر بدن میاد. تو شهر کوچیک ما همین پارسال بخدا یک خانم جوان به علت اشتباه پزشکی سر زایمان فوت کرد . اونم سه قلو باردار بود. بچه هاش بدنیا آمدن بدون مادر. ما یک دکتر خانوادگی داشتیم مشهد از نوزادی تا زمانی که خود نوزادامون بچه دار شدند اعتقاد عجیبی داشتیم و واقعا حاذق بود حتی برای بیماری های صعب العلاجی که توفامیل پیش میامد می رفتیم پیشش. دکتر عمومی اطفال بود همین. ولی پزشکی تو خونش بود.
خیلی از دکترا عالی هستن و معجزه می کنند ولی اشتباهات پزشکی که خیلی هاشون مشخص نمی شه سراع همه آمده و حداقل من شاید بسیاری از همکارانم رو سراغ دارند که چه بلاهایی سرشون نیامده سر بارداری و همه باتفاق معتقد بودن باید بریم بهترین دکتر شهر مشهد مثلا. ولی من باید اعتراف کنم دکتر من برای بارداریم عالی بود فقط بهم بدون اینکه آزمایش بگیره انواع مکمل های خارجی رو داد که منم نخوردم . خودشم با وجود اینکه فقط یک بار رفتم مطبش خیلی ازم تعریف کرد که ببخشید رحم سالمی داره و یکی بعدی رو تندی بیار و تو باید الگوی بقیه باشی و این حرفا...آخه من سنمم بالای سی و پنج شده. خلاصه کلامم این هست که پزشکای ما علی هستند ولی شرکت های تولید کننده دارو سعی می کنند ما مصرف کننده همیشگی باشیم برای سود بیشتر و شاید شنیده باشید که مردم اصطلاحا می گن پات که به دکتر باز شد دیگه تمومی نداره . قبول کنید خیلی از دکترای ما فقط تئوری بلدند و نباید با جون مردم بازی کنند
پاسخ:
من کاملا احساست رو درک میکنم و می فهمم منظورت چیه ولی فقط یه چیزی رو می دونم اگر پزشکای ما فقط تئوری بلد هستند ما همون تئوری رو در مورد بیماری و سلامت مون بلد نیستیم. 
پس بهتره بجای تجویز خودسرانه دارو برای خودمون یا بالعکس مصرف نکردن دارو بر اساس دانش یا احساس خودمون، بگردیم حداقل پزشکی رو پیدا کنیم که بهش اعتماد داریم و حاذق هست و وجدان داره. 

و اینکه واقعا یک سری بیماری ها صعب الاعلاج هستند و تعجب می کنم چطور انتظار دارید با مصرف دارو کاملا برطرف بشن، شاید دارو کمی بتونه عوارض بیماری رو کنترل کنه و گرنه فکر نمیکنم هیچ شرکت داروسازی یا هیچ پزشکی ادعا کرده باشه که با مصرف این داروها بیماری به صورت کلی درمان میشه. 


با عرض معذرت از دوستان پزشک :)
۱۸ آذر ۹۷ ، ۰۱:۲۲ مامانی و چهارتا نینی
سلام اومدم ببینم بازم نوشتین یا نه 
دیدم واااای چقدر مباحث فلسفی در ارتباط با درمان و مکمل و ...😅
اتفاقا همین علم پزشکی من و سه تا پسرام رو ب این دنیا برگردوند ،من ماه اخر ک سر سه پسرا باردار بودم نزدیک بود هم خودم بمیرم هم سه تا پسرام دور از جون از دست بدم ک همین علم نجاتم داد 😍 من همسرم پزشک هستن پدرم و خواهرم هم همینطور ،توصیه هاشون رو همیشه برا بچه ها گوش میدم ،ضمن اینکه درسته ک از طریق رژیم غذایی صحیح باید ویتامین و أملاح رو دریافت کرد ولی خوردن یسری مکمل ها و ویتامین ها از اوجب وأجبات 
پزشکان یکی از شریف ترین انسان هایی هستن ک باید دستشون رو بوسید😍❤️
پاسخ:
سلام مامانی.

من که علم پزشکی ایران رو اتفاقا خیلیییییییی زیاد قبول دارم.

درسته که نواقصی هست ولی بیشتر مسائل اخلاقی هست تا علمی تو ایران؛ که تو کدوم حرفه تو ایران همه اخلاق مدار هستند که جامعه پزشکی بخواد مستثنی باشه :)

وگرنه تجربه ای که پزشکای ایران دارند اصلا با جاهای دیگه دنیا قابل قیاس نیست.
با اجازه صبا جان ببخشید که اینجا دربارش حرف میزنیم
خب میدونین همیشه اتندای ما میگفتن و میگن علم پزشکی ریاضی نیست و هیچ چیزی توش قطعیت نداره تو پزشکی 2 بعلاوه 2همیشه 4نیست!!!همونطور که یه دارو برای میلیونها ادم ممکنه خیلی خوب و موثر باشه خب یکی هم ممکنه به اون دارو الرژی داشته باشه...بله متاسفانه خطای پزشکی هست مثل همه مشاغل دیگه مثل همه جای دنیا ولی چون شغل حساستریه بیشتر تو چشم میاد و بیشتر حساس میشن همه...ایران متاسفانه مصرف دارو خیلی زیاده بخصوص انتی بیوتیک و صدالبته نمیشه همشو انداخت گردن پزشک من خودم بارها وبارها برای مریضا توضیح میدم که عزیزم شما فعلا به این دارو نیاز نداری و براش نسخه نکردم ولی میدونین چی میشه همیشه فحش میدن وبی احترامی!ولی خب اره درست برای سرماخوردگی اصلا نیاز به دارو نیست ولی فارنژیت دارو میخواد عفونت ادراری دارو میخواد پیلونفریت و پنومونی دارو میخواد وخیلی بیماریهای دیگه اونا رو که نمیشه دارو نداد و بگیم اکی خوب میشه چون خوب نمیشه و هزارتا عوارض به جا میذاره!در مورد مکمل اره اگه یه خانم رژیم سرشار از لبنیات داشته باشه نیاز به مکمل کلسیم نداره اگه روی از طریق رژیم غذاییش تامین بشه خب نیاز نداره به مکمل ولی درمورد اهن واسیدفولیک فرق میکنه  باید مصرف شه  وخب چیزی که ما براساس اون درس خوندیم و مریض میبینیم کتابایی هست که تو خیلی از دانشگاه های دنیا تدریس میشه ساخته پرداخته ذهن ایرانی ها نیست که بگیم اینور اونور فرق داره درمان یه بیماری!اونا خیلی کتابی تر مریض میبینن چون مردم صبورترن اینجا نه نیومده توقع معجزه دارن ازت توقع دارن با یه دوز دارو خوب بشن حتی دوره درمانشونو کامل نمیکنن و خب درباره تجربی مریض دیدن باید بگم علم پیشرفت کرده و خب زمان ابن سینا نیست که بخوایم براساس تنها علائم بالینی درمان بذاریم پس فایده پیشرفت علم وغیره چیه وقتی قرار باشه مثل عطاریها درمان بذاریم برای مریض و صدالبته هرپزشک براساس نیاز بیمارش ازمایش و سونو و...درخواست میده و اگر نیاز نباشه خب مطمئنا نمیخواد اینا رو براش...بهرحال امیدوارم اشتی کنین با جامعه پزشکی ما اونقدرا هم بد نیستیم!
پاسخ:
راحت باش آنه جان

و ممنون بابت توضیحات :)


 نمی دونم من نه رشتم پزشکیو  نه تخصص دارم فقط می دونم علم پزشکی نقایص زیادی داره . من خودم به خاطر یک اشتباه پزشکی خانم دکتر فقط سه روز کارم گریه بود که بعد فهمیدم خانم دکتر اشتباه کرده و از متخصص سونو متوجه شدم دکتره اشتباه تشخیص داده و مشکلی ندارم اتفاقا یک ماه بعدشم باردار شدم. واسه همون اعتمادم سلب شده  .پزشکای ما علمشون تجربی نیست فقط از طریق آزمایش و عکس تشخیص می دند . من برای بارداری اولم اصلا از مکمل و دارو استفاده نکردم و سونو هم فقط ماه آخر رفتم اونم برای اینکه بیمه تکمیلیم استفاده بشه .پسرم از هر لحاظ خدارو شکر خوب و قوی .از بچه های اطرافیانم که خیلی تحت نظر دکتر بودن بهتر بود و زایمان راحتی داشتم . شاید این فقط لطف خدا بوده نمی دونم ولی اعتقادم اینکه که پزشک حاذق و با تجربه کم و اگر باشه مسلمن به این راحتی دارو تجویز نمی کنه. همونجا همه بهم انتقاد می کردند که ولی حالا دیگه کسی نمی تونه چیزی بگه  . و اینکه من معتقدم آخرین راه حل استفاده از مکمل شیمیایی و داروست وقتی به طور طبیعی می شه دریافت غذا کرد چرا باید با این مکمل ها تعادل بدن رو از بین برد. برای پسرم حتی از ویتامین د استفاده نکردم بجاش سعی می کردم از کره گوسفندی و آفتاب برای جذب ویتامین استفاده کنم با این وجود هنوز مطمئن نیستم که کارم درست راستش .... در ضمن شنیدم پزشکای اون ور مرز خیلی با احتیاط بیشتری دارو تجویز می کنند.  به نظر من اول پیشگیری بعد درمان و در آخر درمان شیمیایی . حالا بحث عمل جراحی جداست . ممنون بازم راجب راهنماییتون
پاسخ:
مریم جان اشتباه پزشکی قابل مقایسه با مصرف مکمل نیست به نظرم. 

از نظر من مکمل ها همون پیشگیری هستند که خودت می گی. 

دوستمون هم که پزشک هستند بیشتر توضیح دادند.
و اینکه تو رو خدا به بچه بیچاره مکمل بدین اون چیزایی که روتین تو برنامه کشوری هستش و درمانگاه ها بهتون میدن...دیگه همین
پاسخ:
:)
سلام عزیزم اوم افرین به جنی بخاطر اینهمه صبور بودنش واینهمه صبرش دقیقا شبیه مامان منه همینقدر صبور همینقدر فداکار و مهربون..
راستش تو یکی از کامنتا دیدم یکی گفته بود با مصرف اهن تو بارداری مخالفه!!!وخب خیلی برام عجیب بود کاش به متخصصشون میگفتن که براشون توضیح بده که نیاز به اهن تو دوران بارداری برای چیه و اون میزان اهن باید حتما مصرف شه تو همه خانما ضروریه حالا مقدارش برای کسایی که فقراهن دارن بیشتره...اون اهن صرف نیاز جنین و تامین خونی که طی زایمان از دست میدن و ...میشه مصرفذاسیدفولیک هم که دیگه همه میدونن برای جلوگیری از نقص لوله عصبی و اینجور چیزاست اوماراستش حوصلم نمیاد زیاد توصیح بدم ولی همیشه هم خوب نیست دربرابر علم وپزشکی مقاومت کرد
پاسخ:
سلام دوست عزیز

خوش آمدین :)

خدا مادرتون رو براتون حفظ کنه. 


سلام همشهری. 
گرچه این جمله ای که می نویسم ربطی به این مطلب نداره اما با خواندن نوشته های شما همیشه می گویم «خوش به حال کسی که از ایران مهاجرت کند» ای کاش شرایطی جور می شد که می رفتم از این ویرانه! 
پاسخ:
سلام برادر بزرگوارم.

شرایط رو که خودتون باید جور کنید برای رفتن از ایران.

اما باید بگم برای کسی که با خانواده میاد اینجا، حداقل این چیزی که من دیدم شرایط به این سادگی ها هم نیست، نه تنها اینجا که همه جای دنیا روزهای بعد از مهاجرت رنگی و شیک نیست.

4 سال پیش یکی از بستگان تو یه شرایط خوب مهاجرت کردن به امریکا؛ از اینایی بودن که همیشه می گفتن باید رفت و ایران جای موندن نیست و ... اونجا هم از لحظه ورود مورد حمایت یکی از خواهرانشون بودن و مشکل اولیه خونه و غذا و ... هم نداشتند اما بعد از یه مدت برگشتن ایران!! چون شرایط اونجا رو مساعد نمی دیدن. آقا اینجا شغل دولتی با پست نسبتا خوبی داشتند، یه مدت بعد از برگشتشون دوباره مرخصی بدون حقوق گرفتن و ایده ای رو پیگیری کردن و بعد از تحمل سختی های بسیار بالاخره این روزها خبرش میرسه که ایده شون جواب داده و موفقیت های چشمگیری بدست آوردن. 

این نمونه کوچیکی بود که همیشه مهاجرت دوای حل مشکلات نیست. حال این روزهای ایران بد هست ولی همیشه بعد از مهاجرت هم حال آدمها خوب نمیشه.

با این وجود اگر واقعا تحمل شرایط ایران رو ندارید همه راههای ممکن و کشورهای مختلف رو بررسی کنید، شرایط تون رو آماده مهاجرت کنید و بهترین گزینه رو انتخاب کنید. و البته اگر به هیچ وجه امکان مهاجرت رو نمی تونید فراهم کنید با گفتن ایکاش و ... خودتون رو از لذت های زندگی تو ایران محروم نکنید. 

هیچ جای دنیا تمام خوبی ها رو کنار هم نداره. 
۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۲:۲۰ مامانی و چهارتا نینی
کلا سه تفنگدار نمی تونن ی جا بشینن،ماکزیمم زمانی ک تو یک نقطه نشسته باشن ده دقیقه است 
کنترل ک باید دستشون باشه (بیشتر دست ارین ،حالا این علاقه ب کنترل از کجا اومده نمیدونم )
نه اصلا اینا اینقدر ورجه وورجه دارن ک من ارزوم بشینن نگاه کنن گذری رد میشن 
باید صدای کارتن بیاد و گاهی هم روی تصاویر تمرکز میکنن 
من کلا جرات ندارم خاموش کنم تلویزیون رو ،چون اونقدر سنسوراشون قوی ک زود متوجه میشن ک صدا قطع شده و ..
کلا من بساطی دارم باهاشون 
شبا باید بشینم کارام انجام بدم روزا واقعا این سه تا نمیذارن 
ولی با همه این تفاسیر من این سه رو عاشقم 
پاسخ:
آره خب بچه ها تو این سن همین ده دقیقه هم که می شینند خودش خیلی خوبه.

آفرین به اراده و پشتکارت که شب ها وقت می گذاری برای کارهای خودت. 

پرانرژی باشی تا همیشه (گل)
۱۲ آذر ۹۷ ، ۰۰:۰۳ مامانی و چهارتا نینی
تو خونه ما که تا وقتی بچه ها بیدارن تلویزیون روشنه ،یا زمانایی که کارتون داشته باشه نگاه میکنن ،این توصیه باباشون بود که باید کارتون نگاه کنن ،کارتون های دهه٦٠مثل دکتر ارنست ،مدرسه والت ،هاکلبرفین ،... رو هم سی دی شون رو میذارم .سی دی های والت دیزنی اونایی ک هم تصاویر خاص و ناجور نداشته باشه زبان اصلی میذارم ک نگاه کنن 
آلان سه ماه بابای بچه ها کلمات ادا میکنه و میگه این میشه این ،ک از الان با ادای کلمات هم فارسی و هم انگلیسی اشنا بشن ،خلاصه تلویزیون روشن نباشه خونه ما خونه نیست انگار 
البته کنترل تلویزیون هم دست ارین هست و اون مدیریت میکنه ک داداشاش چی ببینن 😍😍😅
پاسخ:
چه جالب که بچه هات با تلویزیون رابطه خوبی دارن :) 

یعنی بچه ها می شینند و کارتون می بییند یا همین جوری فقط روشنه و حالا اگر چیز جذابی پخش بشه بهش توجه می کنند؟

من بچه های همسن سه تفنگدار رو دیدم که فقط به کنترل تلویزیون علاقه دارن :))


سلام
خطاب به مریم؛ عزیزم ما هم که تو تهرانیم تلویزیون نداریم تو خونه مون:) دو تا بچه ی نه ساله و دو ساله دارم، اینقدر زندگیمون آرامش داره بدون حضور تلویزیون. علاوه بر چیزهایی که صبا گفت در جوابتون، یه خوبی دیگه اش اخبار اعصاب خورد کن و برنامه های تحقیر کننده ی تلویزیون را نمیبینیم اصلا میرم جایی و تلویزیون روشنه میبینم چقدر روح و روان من در جذب موارد منفی حساس شده درحالیکه دیگران گوششون پرشده از اخبار بدبختی و جنگ و .... 
ما هم  اگر خودمون یا بچه ها بخواهند مخصوصا بزرگه بخواد چیزی ببینه دانلود میکنیم که البته خیلی پیش نمیآد چون اینقدر بمرور مشغله های خود ایجاد کننده داریم که نوبت به تلویزیون نمیرسه.
راست میگی صبا قدیم مثلا بیست سال پیش یادمه پلاستیک تو تره بار پولی بود و مثلا خانواده من با خودشون پلاستیک های دفعه قبلی را میبردند اما الان فکر کنم پولی بشه باز هم مردم ترجیح بدهند بخرند:( 
پاسخ:
سلام عزیزم.

البته می خوای بری میوه و سبزی برداری پلاستیک هاش که نازکه و مثل کیسه فریزر هست پولی نیست! 

یکی دوتا بازار محلی هم رفتم که علاوه بر این کیسه های نازک ، پاکت کاغذی هم گذاشته بودن :)

ولی خب مساله اینه که اینجا همه چی جدا و بازیافت میشه ولی تو ایران :|
صبای عزیزم سلام. هر وقت میام و نوشته های خوبت رو میخونم حال خوشی برام داره و خوشحالم که با انسان شریف و بالغ و فهمیده ای چون جنی هم خونه هستی چون خیلی مهمه که در خونه ای که هستی احساس آرامش و حس خوب داشته باشی و بتونی با خیال راحت استراحت کنی و دغدغه های جانبی نداشته باشی. امیدوارم آدمهایی که بیرون از خونه باهاشو ارتباط داری هم پر از انرژی مثبت باشن و ارتباط های خوب و سازنده رو تجربه کنی دوست خوبم.(گل و لبخند و قلب برای تو ) مراقب خودت و زیباییهات باااش
پاسخ:
سلام فضلیت دوست داشتنی من :*

منم هر موقع کامنت تو رو اینجا می بینم کلی انرژی میگیرم و ذوق زده میشم :)

در مورد خونه و هم خونه ای واقعا خدا رو شاکرم، چون دقیقا دغدغه هایی که تو گفتی رو ندارم. البته اینجا اکثر آدم ها بی آزارن :) 

ممنونم ازت عزیزم و یه باغ گل تقدیم به تو :*
۱۰ آذر ۹۷ ، ۱۰:۰۲ آوای درون
سلام صبا جان
چه جنی مهربونی... چه مادر صبوری.. باشد که من هم همینجوری شوم و رستگار گردم :)
من هم کم کردن استفاده از پلاستیک و تولید زباله را شروع کرده ام :)
پاسخ:
سلام حورا جون

شما که ماشاالله خودت خیلی صبور و مهربونی :)

یه چیز دیگه هم اینکه  اینجا زباله های خوراکی ها رو  مستقیم و در منزل به کمپست تبدیل میکنیم و به عنوان کود درختان حیاط استفاده میشه تو ایران هم میشه خونه های حیاط دار اینکار رو انجام بدن.
سلام
من تازگیا وبلاگت رو میخونم.خوشحالم که با وبلاگت آشنا شدم.
امیدوارم موفق باشی.
چقدر جنی مادر مهربون و صبوریه..خوش به حال بچه هاش و البته خوش به حال شما با این صاحبخونه خوب
پاسخ:
سلام.

خوش آمدین. ممنونم شما هم موفق باشید.

بله واقعا خوش به حال من :)

یه نکته دیگه از ظرافت رفتاریش بگم:

اگر کسی بیاد خونه و بخواد منو بهش معرفی کنه میگه "هم خونه ام" و نه مستاجرم :)
۱۰ آذر ۹۷ ، ۰۹:۱۵ محبوب حبیب
سلام صبا جون
شرمنده شدم :"تا حالا من که ندیدم صداش رو روی بچه هاش بلند کنه " متاسفانه هنوز صبر و حوصله لازم رو پیدا نکردم. 
خدا رو شکر که اینقدر صاحبخونه خوبی نصیبت شده. خیلی شکر. 
پاسخ:
سلام عزیزم.

اینجا کلا آدم ها خیلی صبورتر از تعریف ما از صبر هستند. 

جدای از اینکه فشارهای جامعه ایران رو ندارن، سبک زندگی شون هم همراه با استراحت کافی هست و هر چیزی سرجای خودشه! اینکه یک مادر کمبود خواب نداشته باشه و همیشه خسته نباشه توی آستانه صبرش به نظرم بسیار تاثیر داره.

هرچند که پختگی و بلوغ شخصیت جنی فرای این مسائل هست. 

(گل) 
یک مورد دیگه در مورد جنی .... ایشالا که هر چه زودتر مادر بشی و بفهمی این قضیه رو ( گرچه زن بودن پتانسیل بلاقوه تمام نقش ها رو داره و احتمالا درک می کنید حس مادری رو ) شاید جنی جای خالی پدر رو می فهمه و داره با از خودگذشتگی سعی می کنه بچه ها رو از محبت سیراب کنه .فکر می کنه تنها منبع محبت واقعی خودشو و خودش . محبت مادرانه ورای همه محبت هاست . حتی فرزند از جون خود آدم عزیز تر( البته این قضیه نسبی هست). هستن مادرایی که خلاف جنی عمل کردن و به خاطر منفعت خودشون بچه ها رو تنها گذاشتند.
پاسخ:
عزیزم بچه هاش تو بازه های 14 روزه 5 روز پیش پدرشون هستند و من چندباری دیدم که جنی به پسرش گفته که اینا رو باید به پدرت بگی و یا پدر بچه ها زنگ می زنه و باهاشون حرف می زنه.

بعد هم فقط بحث محبت نیست، مدیریت محبت کردن مساله خیلی مهم تری هست. 

البته این رو بگم که جنی خودش یه مادر همیشه شاغل داشته که اکثر اوقات خودش و برادرش تنها بودن و خاطره خوبی از اون دوران نداره و خب سعی میکنه اونجایی که حس میکنه بچه هاش بهش نیاز دارن همیشه باشه و حمایتشون کنه ولی اینکه دخترت سه ساعت گریه کنه و داد بزنه و تو بتونی با آرامش باهاش حرف بزنی و فضا رو عوض کنی مهارت خیلی بزرگی هست که قطعا خیلی رو خودش کار کرده تا به چنین مرحله ای رسیده.
یک سوال چرا اونا تلویزیون ندارند. پس با چی سرگرم میشند. من الان یک ماهی میشه شیشه شیر بچم شکسته و دنبال شیشه شیر دیگه ای هستم باورت میشه خیلی از داروخانه ها نداشتن؟؟ میگن ما پلاستیکی مییاریم. خلاصه به هر زوری شده از دیجی کالا و .... گیرم آمد. هنوز مردم نمی دونند پلاستیک چیز خوبی نیست . راستش خیلی ممنون که از اونجا و فرهنگشون برامون می نویسی صبا جان. راستی اونا رابطشون با مصرف قرص و دارو چجوری؟ مخصوصا تو بارداری خانوماشون. شنیدم اونا قرص و قطره آهن نمی دن به بچه هاشون . من همیشه مبارزه دارم سر این قضیه مخصوصا با مادرم . همش میگه چرا دکتر نمی ری چرا قرص آهن نمی خوری تو بارداری ..... من مخالف مواد شیمیایی هستم دوست دارم همه چیز طبیعی باشه خلاصه ممنون میشم راجب این قضیه هم اگر اطلاعات داری بنویسی
پاسخ:
عزیزم تلویزیون نداشتن یه انتخاب هست، منم اگر ایران قرار بود خونه خودم رو داشته باشم احتمالا تلویزیون نمی داشتم.

البته اینجا تلویزیون دیدن و داشتن شاید یه کم به من کمک می کرد هر چند من خیلی هم خونه نیستم:)

با صحبت کردن با همدیگه و با به موقع خوابیدن ، با بازی کردن و ... سرگرم میشن. البته خیلی زمان بیکاری ندارن. چون صبح تا عصر که مدرسه ان؛ پسرش هفته ای یکی دوتا کلاس هم میره، بعدش هم موسیقی تمرین میکنه و تکالیفش رو انجام میده و بعد هم شام می خورن و می خوابن. لازم باشه چیزی ببینند هم کامپیوتر و لب تاپ هست.

و البته این آدم اینقدر میزان ورودی هایی که میگیره واسش مهمه که مثلا اخبار ورزشی دوست نداره و همون دو دقیقه ای که اخبار ورزشی داره پخش میشه رادیو رو خاموش میکنه و بعد دوباره روشن میکنه. 

اینجا آنتی بیوتیک و ... مصرف نمی کنند ولی خیلی روتین هست که مکمل ها رو مصرف کنند. حتما آهن ، زینک و ویتامین ها و ... رو به صورت قرص مصرف میکنند. حتی اینجا با اینکه هوا اونقدرها ابری نیست ولی جنی می گفت زمستان ها چون میزان آفتابی که میگیریم کم هست؛ حتما ویتامین دی مصرف می کنیم.  جنی یک کاسه 2 سانت در 2 سانت داره، که توش قرص های لازم رو می گذاره که بچه ها بخورن :)

در مورد بارداری و مواد مصرفی ش در اینجا هیچی نمی دونم عزیزم. 
عزیزم  چه خوب که صابخونه تون اینقدر نکته سنج و دقیقه چون شما خودتونم خیلی دقیق هستین اگه یه ادم بیخیال بود اذیت میشدین 
اینم لطف خدای مهربونه که توی غربت هوای صبای گل و مهربونو داره 
پاسخ:
بله خیلی دقیق هستند تو همه چیز و مهم تر از همه تعامل با آدم ها:)

شما لطف دارید به من مریم خانم.

بله لطف خدا که همیشگی بوده.
واااای چقدر این جنی خوبه؛) عاااااشقشم .... میشه بیشتر ازش بنویسی
ایکاش میشد تو تهران هم تره بارها پلاستیک نمیدادند:( 
پاسخ:
آره جنی خیلی خوبه :)

اگه بخوام بنویسم خیلی چیزا واسه نوشتن هست ولی حس نوشتن خیلی موقع ها ندارم و اون موقع که وقت نوشتن دارم چیزی تو ذهنم نیست!! :|

اینجا هم اینجوری نیست که پلاستیک ندن. خودت باید حواست باشه وقتی می خوای بری خرید با خودت کیسه و ... ببری و البته اکثر فروشگاهها پلاستیکاشون پولیه و مردم اینجا هم خیلی از پلاستیک استفاده می کنند. 
و البته یه مساله دیگه که اینجا هست همین بسته بندی هاس، درسته که خیلی شکیل و منظم هستند ولی خب یه عالمه پلاستیک و کاغذ مصرف شده.
۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۵:۰۹ نگار جهانشاهی
این خیلی مهمه این مطلب خیلی خوبه
پاسخ:
کدوم؟ :)
چه مهربون
چند سالشه جنی جون؟
چقدر این حرف زدن کار خوبیه. چیزی که کمتر بین مادر و فرزندهای ما دیده میشه. اگر حرفی هم هست عموما رو حساب اینه که طرف باید قانع بشه و حرف مادر یا پدر رو بپذیره؛ نه واسه اینکه به تفاهم برسن و اجازه بده بچه ها هم نظر بدن
پاسخ:
47 سالشه.

بله حرف زدن تو همه رابطه ها به نظر من مساله مهمی هست و حلال خیلی از مشکلات. البته بگم نمیشه جنی رو به فرهنگ اینجاهایی تعمیم داد. شخصیت جنی خاص هست تا حدودی. 
۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۴:۰۴ مامانی و چهارتا نینی
سلام ❤️❤️من چقدر از جنی خوشم اومده خیلی شخصیه جالبی داره 
مادر بودن کلا حس عجیبی ،من وقتی داشتم دفاع دکتری میکردم ٢٩سالم بود یادم میاد برادرم ی بار سهوا پاشو گذاشت رو وسایل من ک شامل دستنوشته های تزم میشد ،من چنان قرمز شدم از عصبانیت و ....ولی دیروز ارتین و دو برادرش اومدن باهم دستتوشته های مقاله منو پاره کردن و غش غش خندیدن ،بعد باباشون صدام کرد بیااااا بدبخت شدی!اومدم دیدم همه رو پاره و خط خط خطی کردن و دارن ب هم غش غش میخندن ،من انگار دیگه شبیه اون دختر ٢٩ساله نبودم 
من ی مامان ٣٢ساله بودم دیروز ک حاضر بودم فقط فدای خنده هاشون بشم ،انگار از بین رفتن کارام رو نمی دیدم ب بابای بچه ها گفتم اشکال نداره من فدای خنده های سه تفنگدارم بشم 
مادر بودن حس عجیبی❤️
پاسخ:
سلام عزیزم.

بله مادر بودن اگر بخوای شخصیتت و خیلی از آستانه های زندگیت رو تغییر می ده ولی خب همه مامانا هم اونقدرا عوض نمیشن.

خدا سه تفنگدارت و خواهر کوچولوشون رو واست حفظ کنه عزیزم. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی