بالاخره امروز وبلاگ برای من باز شد.
زبانم قاصره از اینکه بخوام در مورد روزهایی که گذشت و میگذره بر وطن و بر عزیزان و همطونانم بنویسم.
تاریخ بشریت تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکرده بود!
گاهی چشمام رو می بندم و میگم اینا واقعیت نیست و کابوسه!
از خیلی چیزا در عجبم! قدرت تحلیل ندارم. سوگوارم و هزاران حس بد دیگه رو تجربه میکنم!
دلم براتون تنگ شده! شما از حالتون بگید!
۵ نظر
۱۰ بهمن ۰۴ ، ۰۱:۴۳