غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

۲۰۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرف دل» ثبت شده است

عطر نرگس که در اتاقم می پیچد نفس عمیق می کشم و احساس خوشبختی می کنم, ناگاه دلم می زند زیر آواز که رسوای زمانه منم دیوانه منم, آهنگ را دانلود می کنم و نزدیک به 5 ساعت است که پس زمینه کارهایم در حال اجراست و هر از گاهی من نیز با علیرضا قربانی هم خوانی می کنم که از خود بیگانه منم رسوای زمانه منم دیوانه منم و از عطر نرگس سیر نمی شوم. راستی دیروز شهرمان عروس شد دسته گل عروسمان هم گلهای نرگسی بود که همچون مردم شهرمان از شوق بارش دانه های سپید آسمانی به وجد آمده بودند. 4 ماهی است که پایم را از شهر عشق و راز بیرون نگذاشته ام اما هر روز که می گذرد دلتنگش می شوم دلم برایش می تپد بیشتر از همه برای حافظیه اش گویی آخرین روزهای حضورم در این شهر هست و نیست!! 

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

۱۲ دی ۹۲ ، ۱۴:۳۰
صبا ..

چند دقیقه ای هست که وارد سال 2014 شدیم(البته به وقت ایران). از کریسمس به این طرف همش دارم به این فکر میکنم که ما تولد بهار و زایش زمین و طبیعت رو جشن می گیریم ولی اونا به خواب رفتن زمین و شروع سرمای شدید و خشک شدن درخت ها را... این کجا و آن کجا

اونا خواب آلودگی زمین و طبیعت را جشن می گیرند و یک روز بعدش با تلاش و تکاپوشون نمی گذارن که همرنگ طبیعت بشن و سردی و کرختی زندگیشون را ساکن کنه و ما حداقل 15 روز بعد ظاهرا روزای کاریمون را شروع می کنیم به بهانه هوای بهاری و سرمستی و ... تمرین خواب زمستونی می کنیم... این کجا و آن کجا

کشور ما مهد تمدن و ادب و فرهنگ بوده اما امروز .... اونا  که تمدن  چندین هزار ساله ندارن امروز ... این کجا و آن کجا

۱۰ دی ۹۲ ، ۱۴:۲۹
صبا ..

امروز ظهر داشتم با استاد2 صحبت می کردم, علاقه من به فیلد تحقیقاتی مان که فیلدی است بین رشته ای (من از دنیای صفر و یک هستم و او از دنیای سلول ها) برای او جالب است حرفمان رسید به جایی که من گفتم همیشه به امثال ابن سینا فکر می کنم که در چند فیلد دانشمند بوده اند و او هم گفت مثال من نیز همیشه ابن سیناست, روزی علوم شاخه شاخه شدند و حالا دوباره ترکیبشان است که موضوعات داغ و جذاب دنیای علم را تشکیل می دهد، دلم می خواست بحث را با او ادامه دهم که من این وحدت را عاشقم که معلم توحید من همین ترکیب است که آخر همه این ها "تو هستی".

۲۴ آذر ۹۲ ، ۱۴:۲۴
صبا ..

در حال نیوشیدن کتاب شعله ی طور، هستم که زندگی حسین بن منصور حلاج توسط استاد عبدالحسین زرین کوب را روایت می کند.

اواخر عمر حلاج، زمانی که بی پروا بانگ انا الحق را می گوید وقتی از مجلسی بیرون می آید که بزرگان علم با بی ادبی و کم محلی با او برخورد کرده اند به یکی از اصحابش این گونه می گوید:

"غرور علم انسان را از نیل به معرفت باز می دارد, برای درک حقایق قلب گرم لازم است،عقل سرد بدانجا راه ندارد."

شبی که کنکور کارشناسی داده بودم تفالی به دیوان حافظ زدم که بیت زیر که هیچوقت از ذهنم ّپاک نمی شود، شاه بیت آن غزل بود:

بشوی اوراق اگر همدرس مایی   که علم عشق در دفتر نباشد

در 40 روز گذشته هر کتابی که خواندم همین پیام را در قالب و اشکال مختلف بیان می کند، وقتی سیزارتا بهترین معلمش را رودخانه می دانست و با گوش دادن به صدای آن درس می گرفت، وقتی که آن راننده تاکسی در کتاب "روی ماه خدا را ببوس" صدای سوسک ها را می شنید، وقتی پایان نامه سایه مکالمات خداوند با موسی بود، و ... وقتی حلاج خودش را همچون شعله ای می داند که خداوند از طریق آن با موسی در کوه طور سخن گفت و...

اصلا بگذریم از این مساله، مدت هاست که موسی ذهنم را به خود مشغول کرده است، هر بار که قرآن را می گشایم موسی و قومش هم حاضرند، چه پیامی است در حضور مستمر موسی در قرآن وسایر کتب؟؟؟ 

۰۹ آذر ۹۲ ، ۲۱:۰۸
صبا ..

حدیث 10:

امام حسین (ع): یکی‌ از نشانه‌های‌ جهل‌ و نادانی‌، نزاع‌ و جدال‌ با غیر  اهل‌ فکر است‌.  از نشانه‌های‌ عالم‌، نقد سخن‌ و اندیشه‌ خود و آگاهی‌ از نظرات‌ مختلف‌ است.

 

خدایا یاری نما که از بحث با غیر اهل فکر خودداری کنم.

۲۵ آبان ۹۲ ، ۲۰:۳۷
صبا ..

حدیث 7 :

ادب این است که از خانه خود بیرون آیی و با هیچکس برخورد نکنی مگر آنکه او را برتر از خود بینی .

 

خدایا کمک کن ادب داشتن به شیوه حسین بن علی را در این شب عاشورای بارانی که فرشته هایت مهمان زمینمان هستند، تمرین کنم. 

۲۲ آبان ۹۲ ، ۲۰:۲۶
صبا ..

حدیث 5:

اى مردم در خوبى‏ها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکرده‏اید، به حساب نیاورید.

 

این حدیث یه جورایی معادلاتی را که سال ها ازشون در محاسبه استفاده می کردم را بهم ریخت. بارها پیش آمده که از سر ناچاری و اجبار، کاری را انجام دادم که شاید نیک بوده است، حالا حسیبن علی می گوید آنچه در انجامش شتاب نکرده ای را به حساب نیاور و حقیقتا   إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ.

۲۰ آبان ۹۲ ، ۲۰:۲۴
صبا ..

حدیث 3 :

نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شماست ، از این نعمت خسته نشوید .

 

امروز شنبه است. چهارشنبه شب بابا بخاطر چشمش به پزشک مراجعه کرد و دکترش دستور عمل اورژانسی دادند. چشم بابا عمل شد و خوشبختانه پزشکش از عملش راضی بود و مراقبت های بعد از عمل را حیاتی می دانست. پنج شنبه شب من بیمارستان ماندم. اولین شبی بود که در عمرم به عنوان همراه بیمار شب را در بیمارستان می گذراندم. وقت کافی برای تفکر وجود داشت و چیزی که تو این چند روز واسم خیلی عجیب بود نحوه زندگی دکتری بود که بابا را عمل کرد. چهارشنبه تا ساعت 1 شب توی مطبش مریض می دید. پنج شنبه از 9 صبح رفت اتاق عمل تا 11 شب و جمعه هم از صبح تا عصر تمام مریض هایی که پنج شنبه عمل کرده بود را ویزیت کرد. جمعه هیچ نشانه ای از خستگی درونش دیده نمی شد، تمایلش و شوقش به ویزیت کردن بیماران  توجهم را به خودش جلب می کرد. درسته که درآمد و دستمزدش فراتر از تصور هست. اما وقتی چشم نوزاد یک ماهه را که از یکی کشورهای حاشیه خلیج فارس آمده بود معاینه می کرد، یاد این حدیث افتادم و که از اینکه نیاز بنده های خدا توسط علم و دستان پرتوانش حل می شد این گونه خستگی ناپذیر شده است.

۱۸ آبان ۹۲ ، ۲۰:۱۸
صبا ..

حضرت امام موسى کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى‏شود این است که تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

برای محرم امسال می خواهم هر روز یک حدیث از امام حسین را که فکر می کنم در زندگی خودم کاربردی هست را اینجا بنویسم، شاید قدمی در راه شناخت حق و حرمت آن بزرگوار بردارم. چون شدیدا معتقدم که با نذری دادن به همسایه ها و دوست و آشنایانی که هیچوقت گرسنگی را حس نکردند، با شرکت در روضه هایی که فقط هدفشان در آوردن اشک مستمع به هر طریقی حتی یاوه گویی هست نه تنها شناختی حاصل نمی شود بلکه یک گام در جهت دور شدن از دین بر می دارم (بر می داریم).

 

حدیث 1:

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

 

این حدیث با مفاهیم اعتبارسازی و ... که در روانشناسی مطرح می شود، ظاهرا هم خوانی ندارد، اما کمی که ظاهر را پس زنیم عمیقا رفتار جرات مندانه و مفاهیم ایجاد صمیمیت را دربردارد. ای کاش روش انتقاد صحیح را بیاموزم.

۱۴ آبان ۹۲ ، ۲۰:۱۵
صبا ..

دلم می خواهد اتفاقی در زندگیم بیافتد که فعلا در مرحله ای هست که از دست من کاری ساخته نیست. ولی وقتی خوب به دلم نگاه می کنم می بینم آن ته ته ها نوشته هر چه پیش بیاید بی حکمت نیست. یک چیزی مانع می شود از اصرار  به خواسته ام می شود.

سال هاست نذرهایم وابسته به نتیجه نیست ، نتیجه هر چه می شد من به عهدم وفا می کردم. گفتم عهد ، یادم به دعای جوشن افتاد، همیشه به خودم دلگرمی می دهم که خدای من مُوفِیَ الْعَهْدِ هست، خدای من  یَا ذَا الْعَهْدِ وَ الْوَفَاءِ هست، خدای من یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ  هست.

تو که به وعده های خودت وفاداری، پس آدم ها برای چه نذر می کنند؟ شکرانه است یا نذر؟!!!

شکرانه بهتر است، اگر آن اتفاقی که فعلا آن را میمون می پندارم افتاد، شکرانه اش را -هر چند در شکر تو قاصرم- به جا می آورم.

۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۲:۰۹
صبا ..