غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

دردِ زِه

سه شنبه, ۹ مهر ۱۳۹۸، ۰۲:۲۱ ق.ظ

"درد است که آدمی را راهبر است. 
در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوس و عشقِ آن کار در درون نخیزد، او قصدِ آن کار نکند
 و آن کار بی درد در او را میسر نشود
 – خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.
تا مریم را دردِ زِه پیدا نشد، قصد آن درختِ بخت نکرد که:

 او را آن درد به درخت آورد، و درختِ خشک میوه‌دار شد.

 تن همچون مریم است، و هر یک عیسی داریم: 
اگر ما را درد پیدا شود، عیسای ما بزاید، 

و اگر درد نباشد، عیسی، هم از آن راهِ نهانی که آمده، باز به اصل خود پیوندد؛ الا ما محروم مانیم و از او بی بهره."

فیه مافیه، مولوی
(زه: زایش)

 

پ.ن: دوستام که ازم می پرسند اوضاع خوبه؟ میگم همه چی خوبه ولی خب رسیدم به بخش زایمان کارم :))  الان فهمیدم مولانا هم از همین اصطلاح استفاده میکرده :))

۹۸/۰۷/۰۹

نظرات  (۶)

کجایی صبا جاااااان؟ بیا برامون بنویس:( انگار نه انگار ما یه نماینده فرستادیم استرالیا ؛)) خب خانم بیا تند تند برامون بنویس از خودت و کارهات و مشاهدات و دانشگاه حدید و ....،

پاسخ:
عزیزمی زری مهربونم.

هر روز میگم فردا می نویسم. اینقدر چیز هم برای نوشتن هست. 

فردا ولی مطمئنم نمی نویسم روز شلوغی هست. ولی خب بخاطر گل روی دوست جونم چشم در اسرع وقت. 

ببین صبا جون !فال منو بگیری نگه درد زه ها!!😂😂😂

من میمیرم.یعنی درحال حاضر فقط توانایی رویش دارم😉😉😉

خیلی قشنگ بوووود.قشنگگگگگگ انگار این مرحله رو طی میکنم🤗🤗🤗

هم شیرین ولذت بخشه وهم خیلییییی سخت داره میگذره😇😇

دنیای شیرینمو یادم اوردی😍 

پاسخ:
نفس جان واقعا میخوای برات فال بگیرم؟

نفس چرا من هیچی در مورد تو نمیدونم. یه کم خودتو معرفی کنم لطفا.

به به !!! 

خیلی هم عالی! واقعا موافقم که وقتی که کاری که مدتها آدم درگیرش بوده و نتیجه بده عین زایمان میمونه:))

پاسخ:
البته بنده هنوز تا زایمان اصلی خیلی راه دارم :))

ولی برام جالب بود مولانا هم همین نظر رو داشته :)
۰۹ مهر ۹۸ ، ۱۲:۰۶ آوای درون

امیدوارم فرآیند کار خوب پیش بره، دردش زود بگذره و نتایج خوب به بار بیاد :*

پاسخ:
مرسی عزیزم، از انرژی مثبت های شماها:*

نمیخوای بنویسی دوستم؟

ایشالله که بچه‌ سالم به دنیا بیاد، درد فراموش میشه ؛) 

پاسخ:
والا بخدا :)) 
درد بچه های قبلی هم یادم نمیاد :))


۰۹ مهر ۹۸ ، ۰۶:۱۹ محبوب حبیب

سلام صبا جونم. خوبی؟ 

زایمان زودرس نیست؟ انتظار نداشتم تازه رفته توی گروه جدید وقتش رسیده باشه که.

 

حالا یه چیزی بگم. دیروز بین ظهر رفتم کلاس پیلاتس دانشگاه. خیلی درد داشت حرکات. بعد مربی عاااشق دردها بودها. هی میگفت به به، چه درد قشنگیه. درد درست شدنه، مقایسه کنین با دردی که مدتها تحمل کردید برای کمردرد و زانو درد و ... این درد چون آخرش به سلامتی میرسه درد خیلی قشنگیه و جوری از درد خوشش میومد که من تعحب کردم. میگفت وسط دردها استراحت نکنین بزارین درد بکشین و تحمل کنین خیلی درد قشنگیه ها. حیفه نزارین از بین بره. درد سالم شدن.

چون مرتبم تکرار میکرد تلقین خوبی بود تا تحمل کنیم.

چون گفتی درد زایمان، گفتم لابد قراره چیزی متولد بشه :) گفتم اینا رو برات بتعریفم.

یا نکنه فقط به خاطر شدت دردش گفتی؟ 

پاسخ:
سلام عزیزم.

امروز دقیقا دو ماه از اولین باری که من استادم رو دیدم می گذره. درسته که من دو هفته هست اومدم اینجا کار میکنم ولی از قبلش استارت یه چیزهایی خورده بود. 

هنوز قرار نیست چیزی متولد بشه عزیزم :)) شدت درد مشابه ش هست!

اون درد پیلاتس هم واقعا قشنگه چون بعد از یه مدت از بین میره. 

می دونی همه این دردها درد خامی هست. این دوره خامی که رد بشه دردها نه تنها از بین می رن که یه لذت شیرین هم جاشو می گیره. البته من همین الان هم خیلی موقع ها از شدت ذوق میخوام جیغ بزنم.



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی