غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

محبوب ترین ماه سال همیشه برایم اردیبهشت بوده و هست. 

در راستای غرهای گذشته باید بگویم که از نظر روحی دیگر خسته نیستم. یک ماه بسیار سخت و پرتلاطم که از قضا اولین ماه سال هم بود به پایان رسید، سال شلوغی را در پیش دارم و با خستگی روحی نمی شود شلوغی ها را با موفقیت پشت سر گذاشت، پس همه تلاشم را کردم و میکنم که روان محترم نیز فرصت نفس کشیدن بیابد که دغدغه های مختلف شبیه زلزله 8 ریشتری پایه هایش را به لرزه در نیاورد. می دانم که قدرت مدیریت فشارهای روانی را به صورت بالقوه دارم و باید با کمی درایت آن را به بالفعل تبدیل کنم. روزهای خوبی در انتظارم است این را می دانم.

روزهای خوبی در انتظارتان باشد.لبخند

۰ نظر ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۴۱
صبا ..

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست

سرها بر آستانه او خاک در شود

حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست

دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

 

 

دست جناب حافظ درد نکنه که کار ما را آسان می نماید در بیان احساساتمان. 

۰ نظر ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۴۰
صبا ..

امروز ده شنبه بود. چون جمعه پیش تا شب سرکار بودیم و این روزها هم تا شب سرکار هستیم. این وضعیت احساس بسیار بدی درونم ایجاد کرده. در محل های کار قبلیم تا این ساعت کردن کاملا برایم عادی بود ولی اینجا احساس استثمار میکنم؛ احساس میکنم که حیف شده ام که در قفسم که باید فرار کنم. من بدون عشق نمیتوانم کار کنم و اوضاع وقتی وخیم تر میشود که حس تنفر و بی کفایتی نسبت به کسانی که مجبوری با آنها کار کنی داشته باشی. جناب عقل هم این روزها فقط سکوت کرده انگار که در منگنه گیر کرده باشد نه راه پس دارد و نه راه پیش. خسته ام. جسمم. روحم تمام عناصر وجودم خسته اند. با وجود ساعت ها کار کردن احساس غیر مفید بودن میکنم. خدایا من همه امورم را سپرده ام به تو. خودت حواست به من و دلم باشد.

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۴۰
صبا ..

انگار که سال 94 فشرده ای است از تمام وقابع خوب و بد زندگی آن هم با دور تند. بعد از یک روز کاملا شاد که همه اذعان دارند بهشان خوش گذشته، خبر میدهند عزیز مهربانی حالش خوب نیست یعنی خیلی بد است، دو روز نگذشته که زندگی مظلومانه اش تمام می شود و ما می مانیم و شوک نبودش، و من می مانم مرور تک تک لحظه های زندگیم.

بالای قبر ایستاده ام، می گویند نامحرم ها بروند کنار، آن کسی که تلقین را می خواند می گوید که زن ها کمتر شیون کنند که صدایش به گوش میت برسد، یکی از آن طرف می گوید فلان پارچه را بیاور،  آن یکی دنبال تربتت و گلاب است، عمه ام به پسرش (شوهر مرحومه) می گوید نزدیک بایست که وقتی میخواهند اجازه خاک ریختن را بگیرند همین اطراف باشی، و من یک لحظه در ذهنم مراسم عقدکنان تداعی می شود، فقط آنجا منتظر بله عروس خانم هستند که کل بکشند و این جا منتظر آن اجازه هم نمی مانند!! شیون می کنند و بجای عکس یادگاری ضربه ای به خاک می زنند و فاتحه می خوانند، آخر هر دو هم که وصال است یکی با معشوق زمینی، آن یکی با معشوق ازلی و ابدی و خوش بر احوال کسی که وصال ابدیش شیرین ترین لحظه ی زندگیش باشد.

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۳۹
صبا ..

نمی دانم برای شما هم پیش آمده یا نه؟! اما گاها شده است که حرفی در جمعی گفته می شود و اینقدر مورد دخل و تصرف قرار میگیرد و از این طرف و آن طرفش زده می شود که دقیقا می شود یک روایت متفاوت و شاید متناقض از حرف اولیه.

دینداری و سایر رسم و رسومات ما هم اکثر اوقات از این قاعده نه تنها که مستثنی نیست که شدیدا مبتلابه این مقوله هست.

به پیشنهاد دوستی آهنگ جدید محسن چاووشی را که بر روی این (+) ابیات از مولانا خوانده شده را گوش می دهم که ترجیع بند شعر این کلمات است:

ای شاخ تر به رقص آ،جان پدر به رقص آ، از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به رقص آ, ای خوش کمر به رقص آ

حرف دیگری برای گفتن باقی نمی ماند، می ماند؟!!!خنثی

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۳۸
صبا ..

از اهداف سال 94 ام، استفاده از قانون 15 دقیقه است، باشد که در محقق کردنش موفق باشممژه

 

این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!
ساموئل اسمایلز مولف کتاب های اخلاق واعتماد به نفس براین اعتقادست که تکرار کارهایی کوچک نه تنها شخصیت انسان را می سازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.
1-اگر روزی 15 دقیقه را صرف خودسازی کنید؛ در پایان یک سال تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.
2-اگر روزی 15 دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید؛ ظرف چندسال جهالتمان تبدیل به خرد خواهد شد.
3-اگر روزی 15دقیقه رابه فراگیری زبان اختصاص دهیداز هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.
4-اگر روزی 15دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن ؛ نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
5-اگر روزی 15 دقیقه مطالعه وسلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت...
زیبایی روش یا قانون 15 دقیقه در این است که آن قدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت نداریدآن را به تاخیر نمی اندازید.

۰ نظر ۰۸ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۲
صبا ..

آخرین ساعات این مثلا تعطیلات است.

هر چند اگر به من ناسزا میگفتند تحملش قطعا آسانتر از به یدک کشیدن اسم تعطیلات برای این چند روزم بود. جز خستگی و نفرت از مهمانی و مهمان و خاله بازی هیچ چیز عایدم نشد‌. حقیقتا همیشه از دور همی های فامیلی که صدا به صدا نمیرسد نفرت داشته ام از اینکه به صورت mp3 بخواهی یک عده آدم دوست نداشتنی را ببینی که رسم است و آیین پیشینیان. از این رسوم متنفرم و هر چه هم تلاش میکنم که به فال نیک بگیرمشان که مثبت ارزیابی شان کنم جز احساس ناتوانی و عجز هیچ چیز نصیبم نمی شود.

من آدم غارتنهایی لازمم. باید فرصت خلوت کردن ؛فکر کردن؛ برای خودم بودن را داشته باشم. تعطیلات و عید یعنی روزهایی که من به ارتقا اخلاقی و معنوی برسم نه این روزهای وقت خراب کن.

پی نوشت: باید احساسات منفی این روزهایم را می نوشتم و گرنه قطعا بغضم در جمع چشمانم را بارانی میکرد. از اینکه خاطرتان مکدر شد عذر می خواهم.

۰ نظر ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۱
صبا ..

وقتی که خانه ی آدم آنقدر شلوغ است که به سختی جای خوابیدن پیدا می شود، و دقیقا همان روزها دغدغه ی مقاله ریوایز خورده ات را داری، که باید تا جمعه سابمیت شود و در همان حال جواب آن یکی مقاله ات هم می آید که باید به کامنت هایشان جواب بسیط بدهی و تا جمعه بعد تحویل بدهی،تازه از چهارشنبه هم باید بروی سرکار، و استاد2 هم هی بپرسد چه خبر از کارها و تو هی بهانه بیاوری، آیا نشانه ی مرضی حاد است که ته دلت بخواهی که مقاله سومی هم ریوایز بخورد و جوابش در همین چند روز بیاید؟

ما که به فال نیک می گیریم اینچنین بهاری را حتی با وجود استرس ها و شلوغی های کلافه کننده اشلبخند


۰ نظر ۰۲ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۳۰
صبا ..