غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج البلاغه» ثبت شده است

امام علی (ع) : موقعی که درباره مساله ای دچار ترس شدی خودت را در آن موضوع بینداز زیرا اضطراب و دلهره ای که در وجودت برای مصون ماندن از آن خطر وجود دارد به مراتب سخت تر است از ابتلاء و درگیریت به آن موضوع.   

نهج البلاغه 

۰ نظر ۲۱ مهر ۹۴ ، ۱۲:۱۸
صبا ..

حمد باد خداوندى را که سخنوران در ثنایش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهایش عاجز آیند و کوشندگان هر چه کوشند ، حق نعمتش را آنسان که شایسته اوست ، ادا کردن نتوانند . خداوندى ، که اندیشه‏هاى دور پرواز او را درک نکنند و زیرکان تیزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى که فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهایتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان یافت ، که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد . آفریدگان را به قدرت خویش بیافرید و بادهاى باران زاى را بپراکند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى کوهساران ، زمینش را از لرزش بازداشت .

اساس دین ، شناخت خداوند است و کمال شناخت او ، تصدیق به وجود اوست و کمال تصدیق به وجود او ، یکتا و یگانه دانستن اوست و کمال اعتقاد به یکتایى و یگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شایبه و آمیزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شایبه و آمیزه‏اى پاک باشد که از ذات او ، نفى هر صفت شود زیرا هر صفتى گواه بر این است که غیر از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر این است که غیر از صفت خود است .

بخشی از خطبه اول نهج البلاغه

۰ نظر ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۲
صبا ..

شهرى براى تو شایسته تر از شهر دیگر نیست، بهترین شهرها شهرى است که پذیراى تو باشد.

نهج البلاغه 442


۰ نظر ۰۴ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۱۰
صبا ..

 از کفّاره هاى گناهان بزرگ به داد دادخواه رسیدن، و اندوه اندوهگین را برطرف کردن است.

نهج البلاغه - حکمت 24


۰ نظر ۰۳ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۹
صبا ..

ز حضرتش در رابطه با ایمان سؤال شد، پاسخ داد:
**ایمان استوار بر چهار پایه است:**
**شـکیبایی ، بـاور ، عـدالـت ، جهـاد .**

**شکیبایی** را چهار شعبه است:
**اشتیاق، ترس،زهد، انتظار.**
آن که مشتاق بهشت است **دل از شهوات گرداند.**
آن که در ترس از آتش است **از محرمات دوری کرد.**
آن که بی رغبت به دنیاست** مصائب را آسان شمرد.**
و آن که در انتظار مرگ است** بـه سـوی خیـرات شـتافت.**

**باور **را چهار شعبه است:
**بینایی زیرکانه، دریافت حکیمانه، پندگیری از دیگران، و اقتدا به روش پاکان.**
آن که در زیرکی بینایی یافت **حکمت برایش روشن شد. **
و هرکه را حکمت روشن شد**پندگیری را دانست.**
و هر که پندگیری را دانست** چنان مانَد که در میان گذشتگان بوده.**

**عدالت** را چهار شعبه است:
**فهم درست، غواصی دانـش ، داوری روشـن ، اسـتواری در بـردبـاری .**
آن که درست فهمید** اعماق دانش را دریافت.**
کسی که اعماق دانش را دریافت **از آبشخور احکام شریعت سیراب بازگشت.**
و هر که بردباری ورزید**در کارش کوتاهی نکرد، و درمیان مردم به ستودگی و نیکی زندگی نمود.**

**جهاد **را چهار شعبه است: 
**امر به معروف، نهی از منکر، صداقت در مواضع حق، دشمنی با بدکاران.**
آن که به امر به معروف برخاست **مردم مؤمن را توانا نمود.**
و هر که نهی از منکر کرد **بینی منافقان را به خاک ذلت رساند.**
و آن که صدق در مواضع حق را رعایت نمود **به وظیفه اش عمل کرد. **
و هرکس با بدکاران دشمنی کرد و برای خدا خشم گرفت **خداوند به خاطر او خشم گیرد و او را در قیامت خشنود سازد.**


**کفر استوار بر چهار پایه است:**
**کنجکاوی ناصواب، زد و خورد با مردم، انحراف از حق، و دشمنی.**
آن که کنجکاوی ناصواب کرد** به حق بازنگشت.**
و آن که از پی جهالت به زد و خورد با مردم برخاست **پیوسته از دیدن حق کور شد.**
و آن که از حق منحرف گشت **خوبی را بدی و بدی را خوبی دیده و دچار مستی گمراهی شد.**
و آن که دشمنی نمود **راههایش دشوار، و کارش سخت، و راه نجاتش تـنـگ گشــت .**


**شک **بر چهار پایه است:
**جدال، ترس، دودلی، و خودباختن.**
آن که جدال را شیوه خود کرد **شبِ گمراهیش صبح هدایت نشد.**
و هر که را ترسـاند **آنچـه پیش رو داشـت عقبگـرد نمـود.**
و هر کس ملازم دودلی گشت،** گامهای شیطان پایمالش کرد.**
و آن که به هلاکت دنیا و آخرت تن داد **در هـر دو جهـان نابـود شـد.**

نهج البلاغه حکمت سی ام

۰ نظر ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۰۸
صبا ..

دنیا همچون مار است، چون به آن دست نهى نرم، ولى زهرش کشنده است. از آنچه که در دنیا تو را خوشایند است دورى کن چرا که از کالایش اندکى همراه تو مى ماند، و اندوهش را از خود بگذار چون فراقش و دگرگونیش را باور دارى.

به وقتى که انس تو با دنیا بیشتر است همان زمان از آن بیشتر برحذر باش، که دنیادار چون به لذت و خوشى آرام گرفت دنیا او را به عرصه بلا و سختى فرستاد، یا هر زمان به انس با دنیا مطمئن شد او را به ترس و وحشت دچار ساخت! والسلام.

۰ نظر ۰۱ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۵۱
صبا ..

اگر گمان آن دارید که من خطا کرده‏ام و گمراه شده‏ام ، پس به چه سبب همه امت محمد ( صلى اللّه علیه و آله ) را به گمراهى من ، گمراه مى‏شمرید و آنان را به خطایى که من کرده‏ام ، بازخواست مى‏نمایید و به گناهى که من مرتکب شده‏ام به کفر نسبت مى‏دهید ؟ شمشیرهاى خود را بر دوش نهاده ، بر سر بیگناه و گناهکار فرود مى‏آورید و گناهکار و بیگناه را با هم در مى‏آمیزید . و خود مى‏دانید ، که رسول اللّه ( صلى اللّه علیه و آله ) کسى را که مرتکب زناى محصنه شده بود ، سنگسار نمود . سپس ، بر او نماز کرد و میراثش را به کسانش داد . قاتل را کشت و میراثش را به کسانش داد . دست دزد را برید و زناکار غیر محصن را تازیانه زد ولى ، سهمى را که از غنایم نصیبشان مى‏شد به آنان پرداخت و رخصت داد که با زنان مسلمان ازدواج کنند . رسول الله (صلى اللّه علیه و آله ) آنان را به سبب گناهى که مرتکب شده بودند ، مواخذه کرد و حدّ خدا را بر ایشان جارى ساخت ولى از سهمى ، که اسلام برایشان معین کرده بود منعشان ننمود و نامشان از میان مسلمانان نزدود.

شما بدترین مردم هستید ، از کسانى که شیطان به هر سو که خواهد آنان را مى‏کشاند و گمراه و سرگردان مى‏سازد . بزودى دو گروه به سبب من هلاک شوند .

یکى ، دوستى که در دوستى من افراط کند و این دوستى او را از راه حق دور سازد و دیگر ، دشمنى که در دشمنى من افراط کند و دشمنى با من او را از راه حق دور سازد .

بهترین مردم کسانى هستند که راه میانه را برگزیدند ، پس همراه آنان باشید ، همراه جماعت بزرگتر . زیرا دست خدا با جماعت است و از تفرقه حذر کنید ، زیرا کسانى که از جماعت کنارى مى‏گیرند طعمه شیطان‏اند مانند گوسفندى که از گله جدا مى‏افتد و گرگ او را بر مى‏درد .

آگاه باشید ، هر که مردم را به این شعار دعوت کند ، بکشیدش اگر چه زیر این عمامه باشد.

آن دو حکم به داورى پرداختند تا آنچه را که قرآن زنده داشته است زنده دارند و آنچه را میرانیده است بمیرانند . زنده داشتن قرآن ، گرد آمدن است بر آنچه حکم کرده و میراندن قرآن ، جدا شدن از احکام آن است . اگر قرآن ما را به جانب ایشان کشاند ، از ایشان پیروى مى‏کنیم و اگر آنان را به جانب ما کشاند ، باید که از ما پیروى کنند .

خطبه 127 نهج البلاغه

 

 

پی نوشت: و چقدر تعداد خوارج روزگار ما زیاد است.

۰ نظر ۳۱ تیر ۹۳ ، ۱۹:۴۲
صبا ..

اى ابوذر ، تو براى خدا خشمگین شدى ، پس ، امید در کسى بند که براى او خشمگین شده‏اى . اینان به خاطر دنیاشان از تو ترسیده‏اند و تو به خاطر دینت از آنان ترسیده‏اى . اینک ، آنچه را که به خاطر آن از تو ترسیده‏اند به ایشان واگذار و آنچه را که به سبب آن از ایشان ترسیده‏اى برگیر و رو به گریز نه .

اینان چقدر نیازمند چیزى هستند که تو آنها را از آن منع مى‏کردى و تو چه بى‏نیازى از آنچه تو را از آن منع کرده‏اند . فردا خواهى دانست که چه کسى سود برده و چه کسى فراوان رشک مى‏برد .

اگر درهاى آسمان و زمین را به روى بنده‏اى از بندگان خدا بربندند و آن بنده خدا ترس باشد ، خداوند برایش راهى خواهد گشود . پس ، جز حق تو را مونسى نباشد و چیزى جز باطل تو را به وحشت نیفکند . اگر دنیایشان را مى‏پذیرفتى ، تو را دوست مى‏گرفتند و اگر از دنیا چیزى بر مى‏گرفتى تو را در امان مى‏داشتند .

خطبه 130 نهج البلاغه


۰ نظر ۳۰ تیر ۹۳ ، ۱۹:۴۱
صبا ..

به اسرار آگاه است و از رازهاى درون باخبر . بر هر چیز احاطه دارد و بر هر چیز غلبه دارد و بر هر کار تواناست .

بر هر یک از شماست ، که براى خدا کارى کند ، در روزهایى که فرصتى هست پیش از ناگهان فرا رسیدن اجلش و در زمان آسودگى ، پیش از گرفتار شدنش و به هنگامى که نفس تواند کشید ، پیش از بند آمدن نفسش . و باید که خویشتن مهیا دارد و جاى پاى استوار سازد و توشه‏اى برگیرد از آنجا ، که سراى کوچیدن اوست براى سرایى ، که جایگاه اقامت اوست .

پس اى مردم ، از خدا بترسید و آنسان که شما را به حفظ کتاب خود فرمان داده در حفظ آن بکوشید و حقوقى را که در میان شما به ودیعت نهاده رعایت کنید . زیرا خداوند سبحان ، شما را به عبث نیافریده و بیهدف وانگذاشته و در نادانى و نابینایى رها نساخته است . آنچه را باید به انجام رسانید معلوم کرده و به کردارتان آگاه است و مدت عمر شما معین کرده است . براى شما کتابى نازل کرده است که بیان دارنده هر چیزى است . پیامبر خود را چندان در میان شما زیستن داد تا دین خود را براى او و براى شما بدان گونه که در کتاب خود نازل کرده و خود مى‏پسندید ، به کمال رسانید و ، بر زبان او هر کارى را که خوش مى‏داشت یا ناخوش و آنچه را که باید کرد و نباید کرد ، به شما ابلاغ نمود . جاى عذرى برایتان باقى نگذاشت و حجت خود بر شما تمام کرد و وعید و تهدید خود بر شما عرضه داشت و شما را از عذاب سختى که

در پیش روى شماست بترسانید . پس باقى مانده عمر را دریابید و نفسهاى خود را در این روزهاى بازپسین به شکیبایى وادارید . زیرا زمان ، زمان اندکى است ، در برابر روزهایى که در غفلت گذرانیده‏اید و از موعظه اعراض کرده‏اید . به نفسهاى خود رخصت مدهید ، که این رخصتها ، شما را به راههاى ستم‏پیشگان مى‏برند و با نفسهاى خود نرمش به خرج مدهید ، که این نرمشها شما را به معصیت مى‏کشانند . اى بندگان خدا ، آن کسى که نیکخواه‏ترین مردم است نسبت به خود فرمانبردارترین آنهاست از خداوند و آنکه به خود خیانت ورزد بیشتر از دیگران معصیت او کند و بیشتر از همه خود را فریب داده است .

فریب خورده کسى است که خود را بفریبد . بر کسى باید رشک برد که دینش سالم مانده باشد و خوشبخت کسى است که از دیگران پند گیرد و شور بخت و شقى آن که فریب هوا و غرور خود خورد .

بدانید که ریاکارى هر چند اندک بود شرک است و همنشینى با اهل هوا و هوس ایمان را به فراموشى سپارد و چنان مجلسى ، مجلس شیطان است . از دروغ حذر کنید که دروغ از ایمان دور است . راستگو بر آستانه نجات و کرامت است و دروغگو بر پرتگاه سرنگونى و خوارى . حسد مورزید که حسد ایمان را مى‏خورد آنسان که آتش ، هیزم را .

با یکدیگر دشمنى مکنید که دشمنى هر خیر و برکتى را تباه مى‏کند . و خدا را از یاد مى‏برد . پس به آرزوها که موجب سبکى عقل و فراموشى یاد خداست میدان مدهید که این خود گونه‏اى فریب است و کسى که چنان کند ، فریب خورده است .

خطبه 85 نهج البلاغه

۰ نظر ۲۹ تیر ۹۳ ، ۱۹:۴۰
صبا ..

وقتى که قصد حرکت به سوى خوارج نمود، و یکى از یارانش به او گفت:


اى امیرمؤمنان، اگر در این ساعت حرکت کنى با اطلاعى که از اوضاع کواکب دارم مى ترسم


به پیروزى نرسى! حضرت فرمود:


آیا تصور مى کنى به ساعتى راهنمایى مى نمایى که هر کس در آن ساعت حرکت کند زیان و ضرر از


او دور مى شود؟ و برحذر مى دارى از ساعتى که هر که در آن حرکت نماید زیان و ضرر وى را احاطه مى کند؟


آن که تو را در این گفتار تصدیق کند قرآن را تکذیب کرده، و به گمان خود از طلب یارى خدا در


به دست آوردن مطلوب و دفع مکروه بى نیاز شده. بنابر گفتار تو سزاوار است کسى که به گفته تو عمل


کند تو را ستایش نماید نه خدا را، زیرا به خیال تو آن که او را به ساعتى راهنمایى


کرده که در آن منفعت برده و از زیان در امان مانده تویى. سپس رو به مردم کرد و فرمود:


اى مردم، از آموختن علم نجوم بپرهیزید مگر به عنوان ابزارى براى جهت یابى در خشکى یا دریا،


زیرا نتیجه آموختن نجوم کهانت و پیشگویى است، و منجم چون کاهن، و کاهن همانند ساحر،


و سـاحر همچون کافـر است، و کافـر در جهنّـم است. به نـام خـدا حرکت کنیـد.

خطبه 78 نهج البلاغه

۰ نظر ۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۹:۳۹
صبا ..