غار تنهایی من

اینجا غار تنهایی من است و از افکار و احساساتم می نویسم.

آدرس وبلاگ قبلی ام:

gharetanhaei.persianblog.ir

بایگانی
آخرین مطالب

پرتگاه

شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۹ ب.ظ

سالیان دراز است که لبه پرتگاه زندگی میکنم و عمق خوشی هایم یک سانت و عمق غم هایم فرسنگ هاست و حالا که همان چرخه نفرت انگیز و شوم همیشگی دوباره فعال شده؛ هیچ حسی ندارم؛ فقط آرزویم این است که صبح های این زندگی کمتر از انگشتان یکدست باشد. خسته ام از امید ساختن؛ خسته ام از عذاب وجدانی که برای ساختن امیدهایم یک لحظه هم دست سنگینش را از ذهن من برنمی دارد. خسته ام از اینکه بجای خوشی و لذت از شادی هایم و تلاش هایم باید حواسم به پرتگاه باشد و دلم میخواهد تمام شود همه چیز؛ حتی حالا که دقیقا وقت برداشت محصول هست.

۹۷/۰۴/۰۹
صبا ..

حرف دل

درد

نظرات  (۳)

۱۱ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۰ آوای درون
بهترینها را برات از خدا میخوام صبا جان
پاسخ:
ممنونم عزیزم. لطف داری. (بوس)
۱۰ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۷ آوای درون
چیزی شده؟ :(
ای بابا! تو هم؟! فکر کردم فقط من این جوری ام.... الان هم در حال سوگواری پنهان و درونی بر از دست رفتن یکی از آرزوهای بزرگم هستم...
پاسخ:
بله چیزی شده :|

دلم میخواد داستان زندگی رو بنویسم. شاید به زودی این کار رو کردم.
صبا جان چند بار این پست را خوندم....چقدر غم داره این نوشته ات...عزیزم ایکاش از دست من کمکی برباید...برات سلامتی و دل خوش آرزو میکنم
پاسخ:
ممنونم زری جان از لطف و محبتت.

نه کاری از کسی بر نمیاد و دقیقا مشکل همین هست که کاری از دست کسی بر نمیاد. حتی از دست متخصص ترین هاش!!

ممنونم از آرزوی خوبت عزیزم. امیدوارم تو و خانواده دوست داشتنی ت هم شاد و سلامت باشید.


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی